آرچا
 
 
ادبی ، بديعي و اجتماعي
 

عباد ممی زاده ینکجه

مورفولوژی زبان آذربایجانی

 

مقدمه

می دانیم که نه جنبه آواشناختی و نه جنبه نحوی زبان نشان دهنده خویشاوندی آنها نیست. لذا جنبه افتراق زبان های غیر خویشاوند (تیپ های زبانی) در بخش مورفولوژی بیشتر می باشد. زبان آذربایجانی متعلق به تیپ زبانی التصاقی، خانواده زبان های ترکی، شاخه زبان های هون غربی و گروه زبان های «اوغوز» می باشد. هر چند اوغوز در اصل نام یک طایفه از طوایف ترک می باشد. اما زمانی زبان آذربایجانی که زبان ادبی معیار برای این طایفه (ترکمن، آذربایجان، ترکیه) بشمار می رفت زبان اوغوز نامیده می شد[1].

پس از تقسیم زبان اوغوز به لهجه های تشکیل دهنده آن یعنی زبان های ترکمنی، آذربایجانی و استامبولی، زبان آذربایجانی زبان ترکی خوانده می شد. بنا بدلایلی که خارج حوصله این مقاله می باشد ترکی استامبولی زبان ترکی (تورکجه) و ترکی آذربایجانی زبان آذربایجانی نامیده شد.

از نظر مورفولوژی ربان های دنیا به جزء چهار تیپ زبانی بشرح زیر می باشد:

1-    تیپ زبان های آمورف یا منوسیلابی

2-    تیپ زبان های فلئکتیو یا تصریفی

3-    تیپ زبن های ایگلوتیناتیو یا التصاقی

4-    تیپ زبان های اینکورپوریزه شده

در تیپ زبان های آمورف تقریبا وندهای اشتقاقی وجود ندارد. در این زبانها واژه های جدید بیشتر از طریق ترکیب و ابداع و قرض ساخته می شوند و نیز جایگاه واژه در جمله تعیین کننده معانی می باشد. البته جایگاه وازه در جمله در سایر زبان ها نیز در معانی بی تاثیر نیست. مثلا در زبان آذربایجانی به سه جمله زیر توجه کنید:

1-   آتام (پدرم) مشهده(به مشهد) دونن (دیروز) گئتدی (رفت).

2-   آتام دونن مشهده گئتدی.

3-   مشهده دونن آتام گئتدی.

Atam Məşhədə dünən getdi.

Atam dünən Məşhədə getdi.

Məşhədə dünən atam getdi.

پدرم به مشهد دیروز رفت.

پدرم دیروز به مشهد رفت.

به مشهد دیروز پدرم رفت.

چنانکه ملاحظه می شود، جمله اول در جواب سؤال (کی؟)، جمله دوم در جواب سؤال (کجا؟)، جمله سوم در جواب سؤال (چه کسی؟) گفته می شود.

بهر حال دراین زبان ها که نمونه آن، زبان های چینی است، نه واژه ها صرف می شوند و نه از وند ها استفاده می شود.

در تیپ زبان های فلئکتیو یا تصریفی هم کلمات دستخوش تغییر[2] می شوند و کلمات جدید بوجود می آورند و هم از وند ها، یعنی پیشوند ها، میان وند ها[3]، پسوند ها استفاده می شود. بهترین مثال برای این تیپ زبانی خانواده زبان های هند و اروپایی و از جمله زبان فارسی است. تغییر و یا صرف کلمه در بیشتر زبان های هند و اروپایی (بجز زبان آلمانی) از بزرگتر شدن بیش از کلمات جلو گیری کرده و به یک اصل اقتصاد در زبان شناسی جامه عمل می پوشاند. مثلا: به اشکال مفرد و جمع کلمات در زبان انگلیسی و آذربایجانی توجه کنید:

آذربایجانی

انگلیسی

جمع

مفرد

جمع

مفرد

Ayaq+lar

Ayaq

Feet

foot

Kişi+lər

kişi

men

man

 

حالا اشکال امر و گذشته ساده افعال در دو زبان فارسی و آذربایجانی را با هم مقایسه می کنیم:

فارسی

آذربایجانی

امر

گذشته ساده

امر

گذشته ساده

بین (bin)

دید (did)

Gör

Gör +dü

رو (ro)

رفت (rəft)

Get

Get + di

گو (gu)

گفت (goft)

de

De + di

 

چنانکه ملاحظه می شود در زبان آذربایجانی هیچکدام از اسم و فعل تغییراتی را متحمل نمی شوند، چه در صرف و چه در اشتقاق فقط از پسوند ها استفاده می شود. لذا اگر از ریشه کلمات صرفنظر کنیم با توجه به این نکته که در استفاده از پسوندها از نظر تعداد هیچ محدودیتی وجود ندارد کلمات بزرگی بوجود می آیند که طول بعضی از کلمات حتی به یک سطر هم می رسد:

Öldürülmüşlərinkindəkiləri

öl (فعل لازم)، dür (وند متعدی ساز)، ül (وند مجهول ساز)، müş (وند نقلی ساز)، lər (وند جمع)، in (وند حالت ملکی)، k(i) (معرفه ساز)، in (وند حالت ملکی)، (وند مفعول دری)، ki (وند معرفه ساز)، lər (وند جمع)، i (وند مفعول رایی)

بطور کلی تیپ زبانی آمورف دارای ویژگی های زیر می باشد:

1-    واژه ها در داخل جمله تغییر نمی یابد.

2-    وند های صرفی و اشتقاقی در اقلیت هستند و تعیین کننده نیستند.

3-    جایگاه واژه ها در جمله و تاکید نقش تعیین کننده دارند.

4-    برای ایجاد ارتباط در میان واژه ها گاهی واژه ریشه معنای حقیقی خودرا از دست داده و نقش واژه های معین را ایفا می کنند.

5-    گاهی، کلمه ای بر اساس موضوع متن نشان دهنده اشیا، حرکت و اشاره می باشد. بدین خاطر است زبانشناسان معتقد هستند که این نوع زبانی فاقد اجزای جمله می باشند[4].

لازم بذکر است که در حال حاضر هیچ زبانی در جهان پیدا نمی شود تمامی ویژگی های بالا را دارا باشد[5]. یکی از نمونه های این تیپ زبانی، زبان چینی می باشد. برای ایجاد تصوری هر چند خیلی کلی از این نوع زبان ها معانی مختلف واژه «xao» از زبان چینی را در ارتباط با کلمات دیگر از نظر می گذرانیم:

1-    «xao jen»: آدم خوب.

2-    «siyu xao» خوبی کردن.

3-    «dzio xao»: دوستی قدیمی.

4-    «xao daçvix»: خیلی عزیز.

زبان های تصریفی یا فلکتیو زبان هایی هستند که در آنها هم واژه ها دستخوش تغییر می شوند. هم دارای وند های صرفی و اشتقاقی هستند. بطور کلی زبانهای تیپ فلکتیو دارای خصوصیات زیر می باشند:

1-    ارتباط وندها با خود و ریشه آنقدر قوی است که اغلب تشخیص وند از ریشه غیر ممکن می شود.

2-    ریشه کلمات تغییر می یابد‍ و از این طریق واژه های جدید بوجود می آید.

بعنوان مثال اشکال مفرد بعضی از کلمات در بعضی از زبان های فلکتیو را با زبان آذربایجانی (التصاقی) مقایسه می کنیم:

تیپ فلکتیو

زبان روسی

مفرد

Druq

دوست

جمع

druzya

دوستان

تیپ التصاقی

آذربایجانی

مفرد

Dost

دوست

جمع

Dost+lar

دوستان

تیپ فلکتیو

آلمانی

مفرد

bruder

برادر

جمع

brüder

برادران

تیپ التصاقی

آذربایجانی

مفرد

qardaş

برادر

جمع

Qardaş+lar

برادران

تیپ فلکتیو

انگلیسی

مفرد

man

مرد

جمع

Men

مردان

تیپ التصاقی

آذربایجانی

مفرد

Kişi

مرد

جمع

Kişi+lər

مردان

چنانکه ملاحظه می شود واِه های "دوست" (در زبان روسی) و "برادر" (در زبان آلمانی) و"مرد" (در زبان انگلیسی) طبق صرف داخلی کلمات تغییر یافته صورت دستوری جدیدی بجود آورده است.

3-    معمولا هر وند تصریفی دارای چند عملکرد دستوری است. مثلا "s" در انگلیسی هم وند جمع و هم وند مالکیت می باشد.

همه زبان های فلکتیو دارای خصوصیات یکسانی نیستند. لذا خود آنها به دو دسته تقسیم می شوند:

1-    زبان های تصریفی ترکیبی

2-   زبان های تصریفی تحلیلی

زبان های التصاقی یا ایگلوتینانیو

زبان های التصاقی زبانهایی هستند که در آنها هم صرف و هم اشتقاق توسط وندها (و تقریبا همه پسوند) بوجود می آید. این تیپ زبانها دارای ویژگی های زیر هستند:

1-    وند ها در مقایسه با تیپ های دیگر زبانی ارتباط محکمی با ریشه ندارند. لذا به آسانی می توان کلمات را تجزیه و بخش های تشکیل دهنده را از هم جدا نمود. تجزیه واژه های زیر به عناصر تشکیل دهنده این موضوع را تایید می نماید:

الف) yazıçıların: yaz (ریشه کلمه، شکل امر)، ı (پسوند اسم ساز)، çı (پسوند اسم ساز، پسوند شغل)، lar (پسوند جمع)، ın (پسوند مالکیت).

ب) aparılmış: apar (ریشه کلمه، شکل امر)، ıl (پسوند مجهول ساز)، mış (پسوند نقلی ساز).

ج) zərərsizləşdirilmək: zərər (ریشه کلمه، اسم: ضرر)، siz (پسوند صفت ساز)، ləş (پسوند فعل ساز)، dir (پسوند متعدی ساز)، il (پسوند مجهول ساز)، mək (پسوند مصدر ساز).

2- عملکرد تمامی پسوند ها در کلیه کلمات یکی است. نمی توان پسوندی را پیدا کرد که در کلمه ای مثلا مصدر ساز و در کلمه ای دیگر نقلی ساز باشد. برای اثبات این موضوع حالت جمع در دو زبان ایگلوتیناتیو (آذربایجانی) و فلکتیو (روسی و فارسی) در بعضی از کلمات از نظر می گذرانیم:

ایگلوتیناتیو (آذربایجانی)

فلکتیو (روسی)

فلکتیو (فارسی)

Kitdb +lar

Kniqi

کتابها

Kitab+lar+da

V kniqax

در کتابها

Traktor+lar

Trakrorı

تراکتورها

Tələbə+lər

Studentov

دانشجویان

Dəniz+lər

morya

دریاها

چنانکه ملاحظه می شود. حالت جمع در تیپ التصاقی (آذربایجانی) توسط پسون «لار» و «لر» (تکواژگونه های لار) جمع بسته می شود. در روسی توسط تکواژهای صرفی i, x, ı, ov, ya و در زبان فارسی با تکواژهای صرفی ها و ان. در ضمن علامت مفعول دری در زبان آذربایجانی بصورت پسوند و در دو زبان روسی و فارسی بصورت پیشوند (در و v) عمل می کند.

3-هر یک از پسوند ها در زبانهای التصاقی در یک کلمه فقط یک نقش دارد ولی آنچنانکه مشاهده خواهیم کرد در زبانهای فلکتیو مثلا روسی همزمان به ایفای دو نقش می پردازند.

 

 

 

آذربایجانی

روسی

معنا

Məktəb+lər

Şkolı

مدرسه ها

Lövhə+lər

doski

 سیاه تخته ها

چون در زبان آذربایجانی (و نیز زبان فارسی) اسم ها در حالت فاعلی فاقد علامت (بعبارت صحیح تر پسوند فاعلی) هستند، پس پسوند های صرفی lər و lar فقط علامت جمع هستند. اما در زبان روسی پسوند های ı و i هم نقش علامت جمع و هم علامت فاعلی را ایفا می کنند.

زبان های تصریفی (فلکتیو)

زبانهای تصریفی بلحاظ داشتن وندها با زبانهای آمورف و بلحاظ تغییرات در ریشه با زبانهای التصاقی فرق می کند. زبانهای روسی، آلمانی، لاتین، اردو، فارسی تالشی (و بطور کلی زبانهای ایرانی)، عربی، عبری و غیره جزء زبانهای تصریفی هستند. این تیپ زبانها دارای خصوصیات زیر است:

1-    وندها با ریشه و همدیگر ارتباط محکمی دارد. بطوریکه اکثرا تجزیه آنها غیر ممکن می شود. نظریه های مختلف در این موارد و از جمله وندها از همین موضوع ناشی می شود.

2-    در زبانهی فلکتیو تغییرات داخلی کلمات برای ایجاد صورت های جدید معنایی خیلی قوی است. تعدادی از کلمات متعلق به زبانهای فلکتیو را با یک زبان التصاقی (مشخصا آذربایجانی) مقایسه می کنیم:

زبان

گذشته ساده

امر

حال ساده

تیپ زبانی

عربی

Qa:lə

qul

Yəqu:lu

تصریفی

فارسی

Goft

Gu

Miguyəd

تصریفی

انگلیسی

said

say

says

تصریفی

آذربایجانی

De+di

de

De+yir

التصاقی

عربی

Z˚əhəbə

Iz˚həb

yaz˚həbu

تصریفی

فارسی

Rəft

ro

Mirəvəd

تصریفی

انگلیسی

went

go

Goes

تصریفی

آذربایجانی

Get+di

get

Ged/t+ir

التصاقی

عربی

əkələ

kil

Yə?kulu

تصریفی

فارسی

xord

xor

Mixorəd

تصریفی

انگلیسی

ate

eat

Eats

تصریفی

آذربایجانی

Ye+di

ye

Ye+(y)+ir

التصاقی

چنانکه ملاحظه می شود هیچگونه توضیحی لازم نیست. یاد آوری می کنیم که تبدیل d/t تابع قانون واج واژی است و (y) اضافی واج میانجی است.

3-    هر وند تصریفی و اشتقاقی دارای چند عملکرد دستوری است. مثلا گروهی از وند ها در زبان روسی هم وند صفت ساز هستند و در عین حال وند حالت، کمیت، و جنس هم می باشند. قبلا در مورد حالت فاعلی و جمع مثال زدیم.

4-    در زبان های فلکتیو وند های صفر هم وجود دارد.

خود زبان های فلکتیو به دو گروه الف) سینتتیک (ترکیبی) و ب) آنالیتیک (تحلیلی) تقسیم می شوند.

زبان های اینکورپوریزه شده

ویژگی اصلی این تیپ زبانی این است که جمله حاصل بهم پیوستن بخشهای کلمات تشکیل دهنده آن است که بصورت یک کلمه ادا می شود. بعبارت دیگر هر کدام از جملاتی که ما بکار می بریم در تیپ زبانی اینکورپوریزه شده بصورت یک کلمه ادا می شود. مثلا: جمله «من آمدم تا این را به او بدهم» به یکی از زبانهای هندوهای آمریکای شمالی (زبان چینوکی) معادل i-p-a-l-u-d-am  می باشد. و یا در زبان آستک ها nakatl = گوشت، kva = خوردن، ni = من. وقتی آنها می خواهند بگویند «من گوشت می خورم»، چنین می گویند: ninakakva. بطور کلی این تیپ زبان ها را می توانی کلمه-جمله هم بنامیم. گروهی از زبانهای هندویان آمریکا و بعضی زبان های آسیایی از جمله زبان çukot، koryak، kalçadal و غیره را می توان جزء زبانهای انکورپوریزه شده بحساب آورد[6].

خانواده زبان های ترکی

خانواده دزبان های ترکی یکی از خانواده های بزرگ زبانی است. و نیز تنها خانواده ایست که تقریبا تمامی اعضای زبانی آن می توانند با همدیگر ارتباط زبانی داشته باشند. بطوریکه یک نفر استامبولی (غربی ترین نقطه زبان های ترکی) با یک نفر از اهل اورومچی (اویغورستان چین، شرقی ترین نقطه زبان های ترکی) می تواند صحبت کند. در زبان های هند و اروپایی چنین وضعیتی وجود ندارد. هرچند بعضی از زبان شناسان عامل این وضعیت را فاصله جغرافیایی می دانند. اما با توجه گویشوران خانواده زبان های ایرانی (بلوچی، کردی، لری، گیلکی، تالشی، تاتی و غیره) که قادر به درک همدیگر نیستند، فاصله جغرافیایی را هر چند در فاصله گرفتن زبانها از همدیگر بی تاثیر نیست اما نمی توان عامل اصلی و تعیین کننده دانست. عامل اصلی را بایستی در خصوصیات و عوامل درون زبانی جستجو نمود. با توجه به این نکته که زبان های خانواده هند و اروپایی فلکتیو هستند و واژه ها و تکواژها بحساب تغییر داخلی خود صورت های دستوری جدیدی را بوجود می آورند و این تغییرات در زبانهای مختلف شکل و مسیر متفاوتی را دارد. لذا گویشور یک زبان با گویشور زبانی دیگر نمی تواند صحبت کند. اما در زبان های ترکی چنین نیست و ریشه کلمات ثابت است لذا ارتباط زبانی آسان می باشد. برای نشان دادن این موضوع مثال هایی را از دو تیپ زبانی فلکتیو و التصاقی ارائه می دهیم:

تیپ زبان های التصاقی

آذربایجانی

اوزبکی

قزاقی

تاتاری

ترکمنی

معنای کلمه

dil

til

til

tel

dil

زبان

yaxşı

yaxşı

jaksı

yaxşı

yaqşı

خوب

üç

üş

öç

Üç

سه

Mən

men

men

min

Men

من

Gül(mək)

kulmok

kulu

kölü

Qülmək

خندیدن

tez

tez

tez

tiz

tiz

زود

 

تیپ زبان های فلکتیو

روسی

فرانسوی

انگلیسی

فارسی

yazık

lang

language

زبان

baran

brave

ram

قوچ

ovtsa

mouton

sheep

گوسفند

sobaka

chien

dog

سگ

pşenitsa

ble

wheat

گندم

xleb

pain

bread

نان

 

با صرف نظر از تاریخ طبقه بندی زبان های ترکی، آخرین طبقه بندی با اعتراض علمی جدی روبرو نشده است متعلق به آ. باسکاکوف می باشد. وی در کتاب (turkskie yazıki. Moskva, 1960.) زبان های ترکی را به دو شاخه، و هر شاخه را به چند گروه و نیمگروه بشح زیر تقسیم کرد[7]:

الف) شاخه هون غربی دارای گروه های زیر است:

I.               گروه زبانهای بلغار:

II.           گروه زبانهای اوغوز:

III.      گروه زبان های قیپچاق:

IV.           گروه زبان های قارلوق:

هر کدام از گروه های بالا دارای زیر گروه های زیر است:

گروه های زبان های بلغار زیر گروه ندارد.

زیر گروه زبان های اوغوز عبارتند از:

1-    زیر گروه اوغوز ترکمن

2-    زیر گروه اوغوز بلغار

3-    زیر گروه اوغوز سلجوق

گروه زبان های قیپچاق دارای سه زیر گروه زیر است:

1-    زیر گروه قیپچاق پولووئس

2-    زیر گروه قیپچاق بلغار

3-    زیر گروه قیپچاق نوقای

زیر گروه زبان های قارلوق عبارتند از:

1-    زیر گروه قارلوق اویغور

2-    زیر گروه قارلوق خوارزم

شاخه هون شرقی دارای دو گروه زبانی است:

I.               گروه زبان های اویغور اوغوز

II.            گروه زبانی قیرغیز قیپچاق

از این گروه ها دومی فاقد زیر گروه است. اولی زیر گروه های زیر را شامل میشود:

1-    زیر گروه اویغور توکوی

2-    زیر گروه یاقوت

3-    زیر گروه خاکاس

زبانهای ترکی که مورد تحقیق قرار گرفته بشرح زیر است:

1-    آذربایجانی. 2- زبان آلتای. 3- زبان باشقیرد. 4- زبان قاقائوز. 5- زبان قزاقی. 6- زبان قاراقالپاق. 7- زبان قاراچای بالکار. 8- زبان قیرغیز. 9- زبان قوموق. 10- زبان یاکوت/یاقوت. 11- زبان کارائیم. 12- زبان نوقای. 13- زبان اوزبک. 14- زبان سالار. 15- زبان تاتار. 16- زبان توفالار. 17- زبان تووا. 18- زبان تورک (استامبولی). 19- زبان ترکمنی. 20- زبان اویغوری. 21- زبان خاکاس. 22- زبان چوواش. 23- زبان شور(şor).

هر کدام از زبان های فوق دارای سیستم آوایی، مورفولوژیکی، سینتاکتیک، سئمانتیک و ... مخصوص بخود می باشد. اما این ویژگی ها در حدی نیست که این ها را از خانواده زبان های ترکی و یا تیپ زبانهای التصاقی خارج نماید. ما در این مقاله از شرح تک تک زبانها صرفنظر کرده به زبان آذربایجانی می پردازیم.

زبان آذربایجانی جزء شاخه هون غربی خانواده زبانهای ترکی و زبان مرکزی گروه اوغوز می باشد. این زبان سیستم آواشناختی، مورفولوژیکی و سینتاکتیک مخصوص خودرا دارد. مقولات صرفی آن عبارتند از: مقوله اسم (isim kateqoriyası)، مقوله صفت (sifət kateqoriyası)، مقوله عدد (say kateqoriyası)، مقوله ضمیر (əvəzlik kateqoriyası)، مقوله فعل (fel kateqoriyası)، مقوله قید (zərf kateqoriyası).

مقوله اسم

تعریف اسم در زبان آذربایجانی با زبان هیچ فرقی نمی کند. خود این مقوله دارای دو مقوله «کمیت» و «منسوبیت» می باشد. مقوله کمیت در زبان آذربایجانی دارای دو صورت مفرد (تک) و جمع (جمع) می باشد. وند های جمع «لار» و «لر» است. لار برای جمع بستن اسامی که آخرین حرف صدادارشان «پسین» و لر برای جمع بستن اسمی که آخرین حرف صدادارشان پیشین می باشد بکار می رود. این زبان شکل مثنی و تانیث ندارد. اصولا زبان آذربایجانی فاقد صورت مذکر و مؤنث است. به نظر می رسد دو کلمه در قدیم مذکر و مؤنث داشته است (هر چند نظر قطعی نمی توان داد). این دو کلمه «خان» (مذکر) و «خانیم» (مؤنث) و نیز «بیک» (مذکر) و «بیگم» (مؤنث) هستند. و نیز اسامی خاص اشخاص (آنتروپونیم ها) دارای مذکر و مؤنث بوده اما فاقد صورت دستوری می باشد. بعضی از اسامی دخیل هم برای م نامیدن مردها و هم برای نامیدن زن ها بکار می روند (اکرم، عصمت، اشرف). حتی اسم خاص «ترلان» که یک کلمه آذربایجانی است هم برای مردان و هم برای زنان گذاشته می شود.

زبان آذربایجانی در مقوله اسم و مقوله کمیت یک فرق اساسی با زبان فارسی دارد و عدم استفاده از قواعد و وند های جمع از هیچ یک از زبان هاییکه کلمات از آن ها گرفته است. درست است در مواردی شکل مفرد و در موارد دیگر شکل جمع کلمه را گرفته اما در هر دوصورت با قواعد زبان آذربایجانی جمع بسته است. حتی روشنفکران بعضی از کسانی را  بعلت بکار بردن «مسائل­لر» (مسائل ها) ریشخند می کنند که چرا اسم جمع را دوباره جمع می بندند و این کار را حمل بر بیسوادی آنها می کنند. البته بضی از زبانشناسان و متخصصین گرامر زبان آذربایجانی عقیده دارند که بعضی از کلمات جمع عربی بدون اینکه دوباره جمع بسته شود و با معنی جمع بکار می رود[8]. ایشان از جمله مثال های زیر را می آورد: حیوانات، جماعات، حسابات، میوه­جات.

اما با یک نگاه اجمالی می توان شاتباه بودن این برداشت را متوجه شد. اولا تمامی این کلمات از متون کلاسیک برداشته شده و اکنون بمعنای جمع «حیوان»، «جماعت»، «حساب»، «میوه» بکار نمی روند. اصولا از کلمات فوق فقط جماعات و حسابات مورد استفاده در زبان معیار قرار می گیرد. جماعات که بشکل (camaat) بکار می رود که شکل تغییر یافته جماعت (بر اساس نظام آوایی زبان آذربایجانی) است و حسابات با خصوصیات سمانتیکی وارد شده و از نظر معنا مصدر (بمعنای گزارش) می باشد. از این نوع کلمات با این شکل که اکنون هم بکار می رود می توان به کلمه «اخلاقیات» (اخلاق شناسی و یا علم اخلاق) و کلمه «اسلوبیات» (اسلوب شناسی یا علم اسلوب) اشاره کرد.

جنبه دیگر مقوله کمیت این است که برخلاف زبان انگلیسی اسم همراه با اعداد معین (مانند یک، دو، پنج و ...) و اعداد غیر معین (مانند: کم، زیاد و ...) هماهنگی ندارد و همیشه بصورت مفرد بکار می رود: بئش کتاب (5 کتاب)، 20 قویون (20 گوسفند)، آز آدام (افراد کم)، چوخ ماشین (ماشین های زیاد).

مقوله منسوبیت در مقوله اسم

بعضی از زبانشناسان معتقدند که مقوله منسوبیت توسط دو متد ایجاد می شوند[9]. بعضی دیگر به سه متد[10]، حتی کسانی به چهار متد معتقدند[11]. ما بدون اینکه وارد این بحث آکادمیک (اصولا در صلاحیت ما نیست) بشویم به توضیح وند های منسوبیت بسنده میکنیم:

اول شخص مفرد:

الف) اگر آخرین واج اسم واکه باشد از پسوند (-م) استفاده می شود. مانند آنا (ana)(مادر) می شود آنام (anam)(مادرم). Ailə (خانواده) می شود ailəm (خانواده ام)، و ...

ب) اگر آخرین واج اسم همخوان باشد از پسوند های (-ım//-im//-um//-üm) استفاده می شود. مانند:

kitab – kitabım, dəftər- dəftərim, qol-qolum, kürk-kürküm.

دوم شخص مفرد:

الف) اگر آخرین واج اسم واکه باشد از پسوند (-ن) استفاده می شود. مانند: آنان (مادر تو)، عائله­ن (خانواده تو).

ب) اگر آخرین واج اسم واکه باشد از پسوندهای (-ın//-in//-un//-ün) استفاده می شود. مانند:

Kitabın, dəftərin, qolun, kürkün.

سوم شخص مفرد:

الف) اگر آخرین واج اسم واکه باشد از پسوند (-sı//-si//-su//-sü) که در آنها (s) یک واج میانجی است استفاده می شود. مانند:

Ana,nəsnəsi, quzusu,ölü.

ب) اگر آخرین واج اسم واکه باشد از پسوند (-ı//-i//-u//-ü) استفاده می شود. مانند:

Kitabı, dəftəri, qolu, kürkü.

اول شخص جمع:

الف) اگر آخرین واج اسم واکه باشد از پسوندهای (-mız//-miz//-muz//-müz) استفاده می شود. مانند:

Anamız,nəsnəmiz, quzumuz,ölümüz.

ب) اگر آخرین واج اسم همخوان باشد از پسوند (-ımız//-imiz//-umuz//-ümüz) استفاده می شود. مانند:

Kitabımız, dəftərimiz, qolumuz, kürkümüz.

دوم شخص جمع

الف) اگر آخرین واج اسم واکه باشد از پسوندهای (-nız//-niz//-nuz//-nüz) استفاده می شود. مانند:

Ananız,nəsnəniz, quzunuz,ölünüz.

ب) اگر آخرین واج اسم همخوان باشد از پسوندهای (-ınız//-iniz//-unuz//-ünüz) استفاده می شود. مانند:

Kitabınız, dəftəriniz, qolunuz, kürkünüz.

سوم شخص جمع

در سوم شخص چه آخرین واج اسم واکه باشد، چه همخوان، از پسوندهای (-ları//-ləri) استفاده می شود. مانند:

Anaları, ailələri, kitabları, dəftərləri.

حالت های اسم

اسم در زبان آذربایجانی دارای 6 حالت می باشد: حالت فاعلی (adlıq hal)، حالت ملکی (yiyəlik hal)، حالت مفعول الیهی یا مفعول به ای (yönlük hal)، حالت مفعول بیواسطه یا حالت رایی (təsirlik hal)، حالت مفعول فیهی یا دری (yerlik hal)، حالت مفعول منهی یا ازی (çıxışlıq hal).

کلیه این حالت ها، بجز حالت فاعلی دارای پسوند مربوطه می باشد که از این راه می توان نوع حالت را مشخص کرد. برای شناختن حالت های اسم روش سینتاکتیکی هم وجود دارد. بدین معنی هر کدام از حالت ها در حقیقت به سؤالی جواب می دهد. مثلا جواب سؤال چه کسی؟ کجا؟ و چه چیزی؟ مربوط به حالت فاعلی است. ما در زیر ضمن مشخص نمودن وند های مربوط به حالت های مختلف سؤال های مربوطه را نیز ارائه می دهیم:

1-حالت فاعلی

حالت فاعلی در زبان آذربایجانی همچون زبان فارسی فاقد صورت دستوری است. به جمله های زیر توجه کنید:

حسن ناهار ائله­دی (حسن ناهار خورد).

داغ قارشیمیزی آلدی (کوه جلوی مارا سد کرد).

ایت هوردو (سگ عوعو کرد).

جملات بالا در جواب سؤالهای زیر ادا می شود:

کیم (چه کسی) ناهار ائله­دی؟

هارا (کجا/کدام جا) قارشیمیزی آلدی؟

نه (چه/چه چیزی) هوردو؟

البته واضح است که در صورت جمع بودن فاعل ادات سؤالی هم جمع خواهد بود: کیم لر؟، هارالار؟ نه لر؟

2-حالت ملکی

ادات های سؤالهای مربوط به حالت ملکی عبارتند از: کیمین (مال چه کسی)؟، نه­یین (مال چه چیزی)؟، هارانین (مال کجا)؟.

وند های مربوط به حالت ملکی عبارتند از:

الف) اگر آخرین واج اسم مالک واکه باشد از پسوند های (-nın//-nin//-nun//-nün) استفاده می شود. مانند:

Ananın, ailənin, quzunun, ölünün.

 (مال مادر، مال خانواده، مال بره، مال مرده)

لازم به ذکر است که (n) اول پسوند های بالا واج میانجی است. لذا در اسامی که آخرین واجشان همخوان است حذف می شوند.

ب) اگر آخرین واج اسم مالک همخوان باشد از پسوند های (-ın//-in//-un//-ün) استفاده می شود. مانند:

Kitabın, dəftərin, quşun, öküzün.

(مال کتاب، مال دفتر، مال پرنده، مال گاو نر).

ج) در شکل جمع با توجه به اینکه علامت جمع قبل از پسوند ملکی می آید و آخرین واج پسوند های جمع همخوان می باشد. لذا پسوند های حالت ملکی جمع همان پسوند های ب) می باشد:

Anaların, dəftərlərin, öküzlərin, quşların ....

3-حالت مفعول الیهی

ادات های سؤالهای مربوط به این حالت عبارتند از: کیمه (به چه کسی)؟، نه­یه (به چه چیزی)؟، هارایا (به کجا)؟.

وند های مربوط به حالت مفعول الیهی عبارتند از:

اگر آخرین واج اسم مالک واکه باشد از پسوند های (-ya//-yə) استفاده می شود. مانند:

Anaya, ailə, quzuya, ölü.

(به مادر، به خانواده، به بره، به مرده)

در حقیقت (y) در این پسوند ها واج میانجی است و لذا در اسامی که به همخوان ختم می شوند حذف می شوند: (-a//-ə) مانند:

Dağa, evə, öküzə, kitaba

(به کوه، به خانه، به گاو نر، به کتاب).

4-حالت مفعول بیواسطه

ادات های سؤالهای مربوط به این حالت عبارتند از: کیمی (چه کسی را)؟، نه­یی (چه چیزی را)؟، هارانی (کجا را)؟.

وند های مربوط به حالت مفعول بیواسطه عبارتند از:

اگر آخرین واج اسم مالک واکه باشد از پسوند های (-nı//-ni//-nu//-nü) استفاده می شود. مانند:

Ana, ailəni, quzunu, ölü.

(مادر را، خانواده را، بره را، مرده را)

در حقیقت (n) در این پسوند ها واج میانجی است و لذا در اسامی که به همخوان ختم می شوند حذف می شوند: (-ı//-i//-u//-ü) مانند:

Dağı, evi, quşu öküzu.

(کوه را، خانه را، پرنده را، گاو نر را).

وند های جمع این حالت هم همانند اسامی است به همخوان ختم می شوند.

5-حالت مفعول فیهی

ادات های سؤالهای مربوط به این حالت عبارتند از: کیمده (در چه کسی)؟، نه­ده (در چه چیزی)؟، هارادا (در کجا)؟.

وند های مربوط به حالت مفعول فیهی عبارتند از:

آخرین واج متمم هر چه باشد از پسوند های (-da//-də) استفاده می شود. مانند:

Anada, ailə, quzuda, ölü, Dağda, ev, öküz, kitabda

 

(در مادر، در خانواده، در بره، در مرده، در کوه، در خانه، در گاو نر، در کتاب)

لازم بذکر است که شکل مفرد و جمع در این حالت یکسان است.

6-حالت مفعول منه

ادات های سؤالهای مربوط به این حالت عبارتند از: کیمدن (از چه کسی)؟، نه­دن (از چه چیزی)؟، هارادان (در کجا)؟.

وند های مربوط به حالت مفعول فیهی عبارتند از:

آخرین واج متمم هر چه باشد از پسوند های (-dan//-dən) استفاده می شود. مانند:

Anadan, ailədən, quzudan, ölüdən, Dağdan, evdən, öküzdən, kitabdan

 

(از مادر، از خانواده، از بره، از مرده، از کوه، از خانه، از گاو نر، از کتاب)

لازم بذکر است که شکل مفرد و جمع در این حالت یکسان است.

تغییرات آوایی در حالت های مختلف

بهنگام تغییر حالت در اسم، تغییرات آوایی زیر ایجاد می شود:

اسامی که به همخوان های (k) و (q) ختم می شوند در شکل مفرد (زیرا شکل جمع همیشه آخرشان همخوان (r) می باشد) و در حالت های ملکی، مفعول الیهی و مفعول بیواسطه همخوان (k) به همخوان (y) و همخوان (q) به همخوان (ğ) تبدیل می شود. مانند:

حالت فاعلی

حالت ملکی

حالت به ای

حالت رایی

Inək

Inəyin

Inəyə

Inəyi

otaq

otağın

otağa

otağı

 

انواع اسم ها از نظر ساختار

1-    اسم ساده

2-    اسم مشتق

3-    اسم مرکب

1-اسم های ساده در واقع تکواژها هستند. اینها را نمی توان به تکواژهای تشکیل دهنده تجزیه نمود. مانند:

Su, dağ, çay, gün, daş, quş, baş, əl, yol, il, ay, qış

(آب، کوه، رود، روز، سنگ، پرنده، سر، دست، راه، سال، ماه، زمستان)

چنانکه ملاحظه می شود همه اسامی عام بالا تک هجایی هستند. اصولا اکثر اسامی تک هجایی زبان آذربایجانی همچون دیگز زبان های ترکی از یک هجا تشکیل شده اند. هرچند کلماتی مانند یار (فارسی) و برق (عربی) کلمات دخیل و در عین حال تک هجایی می باشند. چنین کلماتی در اقلیت هستند. ق. جعفروف ضمن ذکر مثالهایی از کلمات دخیل تک هجایی اشتباه دیگر زبانشناسان را تکرار کرده کلماتی چون stol, stul, şkaf را نیز بعنوان کلمات دخیل تک هجایی مثال می زند[12]. ایشان و دیگر تایید کنندگان این مثالها در حقیقت بر اساس شکل نوشته کلمات چنین نظری را ارائه می دهند. و الا می دانند که سیستم هجایی ccv.. در زبان آذربایجانی وجود ندارد و گویشوران کلمات فوق را بشکل istol, istul, işkaf تلفظ می نمایند.

موضوع جالب توجه اینکه کلیه اسامی دخیل خواه بصورت تکواژ باشد، یا واژه در زبان آذربایجانی تکواژ حساب شده و داخل اسامی ساده می شوند. زیرا که اصولا در اخذ کلمات از زبانهای دیگر اساسا جنبه سمانتیک دارد نه مورفولوژیکی.

2-اسامی مشتق در زبان آذربایجانی همچون دیگر زبان های ترکی به روش بدست می آید:

1-    روش مورفولوژیکی (ترکیبی)

2-    روش نحوی (تحلیلی)

3-    روش لغوی-نحوی-مورفولوژیکی

ما در اینجا فقط روش صرفی را تا حد امکان مورد بررسی قرار می دهیم. اسامی مشتق توسط پسوند های اشتقاقی ساخته می شوند. پسوند های اشتقاقی خود به سه دسته فعال، نیمه فعال و غیر فعال تقسیم می شوند. پسوند های فعال در بوجود آمدن کلمات جدید فعالانه شرکت کرده در غنای زبان نقش اصلی را بازی می کنند.

پسوند های نیمه فعال هرچند در روند کلمه سازی شرکت دارند اما در ساختن کلمات جدید از نظر کمیت در رده پایین تر از پسوند های فعال هستند.

پسوند های غیر فعال در زمان خود فعال بوده اما در حال حاضر در روند واژه سازی شرکت ندارند.

بهر حال پسوند های اشتقاقی ای پسوند هایی هستند که از اسمی اسم جدیدی می سازند و یا فعل را تبدیل به اسم می کنند.

پسوند های اشتقاقی که به اسامی پیوسته اسم جدیدی می سازند عبارتند از:

1- -çı//-çi//çu//-çü  که:

به اسامی پیوسته اسم جدیدی می سازند. مانند:

Traktor-traktorçu, balıq-balıqçı, kömək-köməkçi, top-topçu, üzüm-üzümçü, yalan-yalançı, əkin-əkinçi....

2-    -lıq//-lik//-luq//-lük که:

الف) به اسامی پیوسته اسم جدیدی می سازند. مانند:

Dost-dostluq, adam-adamlıq, diz-dizlik, göz-gözlük.

ب) به صفت ها پیوسته تبدیل به اسم می نمایند. مانند:

Şad-şadlıq, şirin-şirinlik, uzun-uzunluq, düz-düzlük

ج) به اعداد پیوسته تبدیل به اسم می کنند. مانند:

Altı-altılıq, iki-ikilik, üç-üçlük, doqquz-doqquzluq

د) به ضمایر پیوسته تبدیل به اسم مکنند. مانند:

Mən-mənlik, o-onluq, onlap-onlarlıq

با توجه به گسترده بودن پسوند های اشتقاقی به نمونه های فوق بسنده می کنیم و به پسوند هایی می پردازیم که از فعل اسم می سازند. پسوند هایی که به ریشه فعل پیوسته اسم می سازند عبارتند از:

الف) پسوند های –ış//-iş//-uş//-üş که در اصل پسوند تقابل می باشند. ولی به پیوستن به افعال اسامی با معانی مختلف می آفریند. لازم بذکر است که این پسوند در زبان فرسی وجود ندارد و لذا بیشتر با استفاده از کلمات دخیل (بیشتر با استفاده باب مفاعله در عربی) و فعل کمکی فارسی ساخته می شود.

-       در معنی تقابل: at-atış, il-iliş, dur-duruş, gör-görüş

-       در سایر معانی: yürüş, yeriş, uçuş, düzəliş, baxış

ب) پسوند های –ma//-mə

 



[1] - عنوان کتاب دده قورقود چنین است: «هذا کتاب دده قورقود علی لسان طایفه اوغوزان».

[2] - کتاب «صرف میر» با جمله زیر شروع می شود: اعلم ایدک الله تعالی فی الدارین ان التصریف بی اللغه التغییر ...

[3] - هرچند زبان شناسان معتقد به میان وند هستند. ولی به نظر می رسد میان وند ها (حداقل در زبان فارسی) فونئمها و هجاهای میانجی هستند تا وند.

[4] - پ.س. کوزینتسوف، طبقه بندی زبانها بر اساس مورفولوژی، مسکو، 1954، سطر 14، به نقل از آفات قوربانوف، زبانشناسی همگانی، جلد اول، ص. 432.

[5] - دلیل این امر ارتباط اجتناب ناپذیر اقتصادی اجتماعی و فرهنگی بین گویشوران  می باشد. این امر در جنبه لکسیکولوژیکی هم صادق است. بطوریکه در دنیا نمی توان از زبان خاص صحبت کرد. با توجه به همین موضوع کسانی که بدنبال فارسی سره هستند، آب در هاون می کوبند.

[6] - آفات قوربانوف، زبانشناسی عمومی، جلد اول، ص. 437.

[7] - آ. باسکاکوف. زبانهای ترکی. چاپ مسکو، 1960. آ. قوربانوف، زبانشناسی عمومی، جلد اول، ص. 442.

[8] - ق. جعفروف. مقاله اصول طبقه بندی اجزای جمله. به نقل از «مورفولوژی زبان آذربایجانی»، تحت ویراستاری ظریفه بوداقوفا، از انتشارات انستیتوی زبانشناسی نسیمی وابسته به آکادمی علوم آذربایجان شوروی، ص. 31.

[9] - ت. تاج مرادوف.

[10] - و. سئورتیان.

[11] - آ. کونونوف. گرامر زبان ادبی ترکی. 1956. ص. 76.

[12] - ق. جعفروف. مقاله اصول طبقه بندی اجزای جمله. به نقل از «مورفولوژی زبان آذربایجانی»، تحت ویراستاری ظریفه بوداقوفا، از انتشارات انستیتوی زبانشناسی نسیمی وابسته به آکادمی علوم آذربایجان شوروی، ص. 70.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی ۱۳۹۰ساعت 18:56  توسط عباد ممی زاده (آغداشلی)  | 
  بالا